بابا صفرى
79
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
بود بردن نام على ( ع ) در اذان ممنوع شد و . . . طغرل بيگ هركس را كه تظاهر به شيعه بودن كرد كشت و در تمام قلمرو سلطنت او شيعيان مجبور شدند كه تقيه بكنند و آنهائيكه نميتوانستند تقيه كنند بقتل رسيدند يا اينكه جلاى وطن كردند و به جائى رفتند كه جزو قلمروى سلطنت آن مرد نباشد » . « 1 » بعد از سلاجقه كمكم اين تعصب ضعيف گشت و در اردبيل ، با نفوذ و قدرتيكه فرزندان شيخ صفى الدين بدست آوردند ، شيعيگرى رواج يافت و شيخ جنيد و شيخ حيدر صفوى ، جد و پدر شاه اسماعيل اول ، در زمان خود بحمايت از آن مذهب برخاستند و خود شاه اسماعيل نيز ، پس از آنكه بر اريكهء قدرت تكيه زد ، آن را مذهب رسمى ايرانيان گردانيد . از آن تاريخ مردم اين شهر مذهب تشيع اختيار كردند و كنون نيز بدان مذهبند . گرچه بعضى از نويسندگان ، مثل مؤلف « رياض السياحه » نوشتهاند كه شاه اسماعيل با ضربات شمشير مذهب شيعهء دوازده امامى را در ايران رواج داد و هر مسلمانى را كه داراى مذهب شيعه نبود يا نميخواست شيعه شود بقتل رسانيد اما اين نوشته صحيح نيست و در رد آن همين بس كه عدهاى از افسران و سربازان او اهل سنت و جماعت بودند و از او مستمرى ميگرفتند و پيوسته با وى بسر ميبردند « 2 » . مورخان اردبيليان را ، بويژه در عهد صفويه ، نسبت بمذهب تشيع سخت متعصب نوشتهاند اما نه بدان معنى كه با دارندگان مذاهب ديگر سختگير باشند . بلكه شيعيان اردبيل در عين آنكه در انجام وظايف دينى تعصب خاصى داشتهاند با دارندگان مذاهب ديگر با لطف و رأفت مدارا مينمودند و در حق آنان احترام متقابل را رعايت ميكردند و اين كار علاوه بر رشد فكرى و واقعبينى روحانيان بزرگ ، معلول موقعيت مهم اقتصادى و تجارتى اين شهر نيز بود . زيرا مخالفت با دارندگان مذاهب ديگر منتهى بقطع مراودات بازرگانى ميشد و سكنهء اين شهر هرگز راضى بدين كار نمىبودند .
--> ( 1 ) - نقل از « شاه اسماعيل » از زندان استخر تا تخت سلطنت . ترجمهء ذبيح اللّه منصورى . مجلهء خواندنيها . شمارهء 29 . سال 32 مورخ ديماه 1350 . ( 2 ) - شاه اسماعيل صفوى . اقتباس ذبيح اللّه منصورى . مجلهء خواندنيها . تهران . شماره 62 . سال 33 . ارديبهشت 1352 .